ابی و افی وایت دوشنبه 8 تير 1388

دیشب فیلم دختران رویا رو دیدم. محصول 2006 که ظاهراً از روی رمانی به همین اسم ساخته شده. موضوع فیلم درباره سه تا دختر جوان است که در یک گروه با هم کار می کنند. فیلم در دهه 1980 می گذرد و یک درام موزیکال به حساب میاد. و سال 2006 رکورد نامزدی اسکار رو هم شکسته.

موضوع فیلم از تلاش این گروه کوچیک برای رسیدن به شهرت شروع می شه و سرنوشت هرکدومشون رو جداگانه تا رسیدن به اوج و در نهایت زوال گروه بعد از 10 سال نمایش می ده. فیلم خوبیه و پیشنهاد می کنم ببینیدش.

مخصوصاً ترانه هاش که واقعاً بامعنی و قشنگ هستن و فکر می کنم اینا بیشتر از هرچیزی به خاطر مفهوم عمیق ترانه هاست که این قدر محبوب می شن. از یک جدایی دوستانه یا از یک ماشین کادیلاک چنان ترانه ای درمیارن که آدم شاخش درمیاد.

در عوض به ترانه های خودمون نگاه کنین. همش یا از وصله یا از فراق. یا از عاشق شدنه یا از جدایی. تازه همینا هم این قدر قشنگ نیستن که باهاشون حال کنی. یه مشت کلمه مزخرف پشت هم ردیف شدن و یه خواننده با نیم دنگ صدا اومده اجراشون کرده با یک موسیقی افتضاح تر که آدم حالش به هم می خوره. فقط به یکی از این ترانه ها که احسان خواجه امیری اجرا کرده توجه کنین:

«می دونم عشقت تاخیر داره !!!!! یا اگه قهوه اگه فال، اگه رمل و اگه نمی دونم چی ....تعبیر عشق امسالت منم من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) این قدر مسخره است که حتا نمی شه حفظش کنی.

دیگه اون ترانه های قشنگ و قدیمی که ایرج عطایی می گفت، یا شهیار قنبری و توش سادگی، لطافت، عاشقانگی و خلاصه همه حس و حال موج می زد خبری نیست. حتا اردلان سرافرازی هم دوباره متولد نشده که ترانه های اجتماعی ناب بگه و طفلک یغما گلرویی هم فکر کنم همین امروز و فرداس که از نظر هنری  به ملکوت اعلی بپیونده (به خاطر اتفاقات اخیر).

بگذریم، توی این فیلم یه ترانه خیلی خیلی قشنگ بود. One night only یا فقط همین امشب. اولش احساس کردم این ترانه رو و این اجرا رو می شناسم. خیلی نزدیک بود به حس و حال چیزی قدیمی ولی نمی دونستم چی. تا این که امروز صبح داشتم کارهام رو راست و ریست می کردم که دیدم ناخودآگاه دارم با خودم زمزمه می کنم  "همین امشب فقط، امشب فقط هم بغض من باش" و بعد به شکل خودآگاه فهمیدم که نوع آهنگ سازی ترانه و تم اون خیلی شبیه به نسخه ایرانی هست.

ترانه عطر تو  ترانه سرا: ایرج عطایی جنتی  خواننده: ابی

ولی  و اما فقط اول این دوتا ترانه خارجکی و ایرونی  به هم شبیه و در ادامه خیلی با هم متفاوت می شن اما فکر می کنم حتا اگر عطایی جنتی با الهام از چنین ترانه ای (که وجود خارجی واقعی داره) ترانه عطر تو رو سروده باشه بازم ارزش داره. چون اصلاً کپی برداری تو کار نیس. فقط یه الهامه که به بهترین شکل بومی شده.

و یه چیز جالب دیگه شخصیت اصلی زن فیلم افی وایت و ابی خیلی شبیه به هم می خونن. خیلی زیاد. انگار که ابی دقیقاً از روی حس و حال های چنین خواننده ای کپی کرده باشه. حتا نوع ژست هاش روی صحنه هم شبیه این دختره بود.

چیزی که مهمه اینه که تفاوت الهام گرفتن از یک اثر هنری دیگه یا کپی برداری از سبک یه هنرمند دیگه در طول زمان مشخص می شه. وقتی که یه هنرمند با گذشت زمان پوست می ندازه و سبک خودش رو پیدا می کنه و یه هنرمند دیگه توی یه نقطه از زمان که نقطه اوجش هم هست فریز می شه و بعد اونقدر همون جا درجا می زنه تا قله ای که روش وایساده زیرپاش خورد بشه و پایین بریزه.

اینه فرق دوتا هنرمند که یکی باهوش و عاشقه و یکی باهوش ولی عافیت طلبه!

بعدالتحریر: فکر کنم حالا که کم کم دارم به حال عادی برمی گردم، بد نباشه یه فایلی باز کنم و فیلم هایی رو که دیدم با جزییات بیشتر به شما هم معرفی کنم. البته منظورم این نیست که تحلیلی تو کار باشه. نه! فقط مث یه کتاب که می خونم و خوشم میاد و به بقیه هم پیشنهادش می کنم. این طوری یه آرشیو خوب هم درست می شه. چطوره؟

                                                             لاله

 

نظرات (2) پیوند